هربار که من در تو دویدم تو چه کردی؟

عاشق شدم اِی نور اُمیدم تو چه کردی؟
مجنون شدم و طعنه شنیدم تو چه کردی؟
اِنگار شدی ساحل و من موج به سویت
هر بار که من در تو دویدم تو چه کردی؟
ماهی و صدف های دلم را که گرفتی
باز آمدم و وصل ندیدم تو چه کردی؟
بی مهریِ تو پیله ی سردی به تنم کرد
پروانه شدم درد کشیدم تو چه کردی؟
چون رود سرازیر شدم سوی تو دریاب
بی دَغدغه از کوه بُریدم تو چه کردی؟
در آینه ی عمر تو را دیدم وگفتم
جز غُصه ندیدم، نچشیدم تو چه کردی؟








